"رهبرا، شکایتی دارم" / یک یادداشت وبلاگی
"رهبر عزیز گرانقدر با شما و مشاوران شما سخنی داشتم که هر چند گفتنش شاید آب به آسیاب دشمن خواهد ریخت ولی هر چقدر خواستم که ننویسم و نگویم تاب نیاوردم و شاید گفتنش جلوگیری از رفتن به مسیری باشد که در انتخاب آن اشتباه کردهایم. امیدوارم این شکایت و افسردگی مرا به عنوان یکی از میلیونها بسیجی و فدائیان راه ولایت که لحظهای در جهت حفظ این نظام مقدس از راه ولایت و پشتیبانی از ولایت فقیه غافل نشده بپذیرید و چارهای برای برون رفت از این وضعیت بحرانی هر چه زودتر بیندیشید."
روز شنبه نهم آبانماه جلسه ای در پایگاه بسیج به دعوت فرمانده پایگاه داشتیم که در آن جلسه ، راهکارها و روشهای مسالمت آمیز برخورد با اغتشاشگران مراسم 13 آبان از سوی فرمانده پایگاه قرائت شد و در پایان جلسه یک ساعت ونیمه از سوی فرمانده به هر یک از اعضای فعال بسیج پایگاه مبلغ چهارصد هزار تومان بصورت چک پول نقدا پرداخت شد که رسید آن نیز گرفته شد که پرداخت این مبلغ در پایان چنین جلسات بی سابقه بود.
مهمتر از آن فرمانده پایگاه اعلام کرد که پس از گذر از 13 آبان به ازای دستگیری هر یک از اغتشاشگران و همچنین ارائه مدارکی مستند بر اغتشاشگری افراد مذکور که میتوان با همراه داشتن چند شاهد بین خود و یا دوربین فیلمبرداری و یا عکسبرداری این مستندات را در هنگام اغتشاشگری و دادن شعارهای ضد انقلاب تهیه کرد، مبلغ دویست و پنجاه هزار تومان تشویقی برای هر یک اغتشاشگر دریافت خواهید کرد.
از فرمانده پایگاه پرسیدم که این مبالغ از کجا تامین میشود؟ ایشان با اینکه نخواستند فاش کنند ولی بدلیل پافشاری من فرمودند از نمایندگی بیت رهبری در سپاه. حال با این تفاسیر از رهبرم سوالی دارم. رهبر من. اگر منبع این تشویقی ها شما یا اطرافیان شما هستند آیا فکر نمیکنید مشاوران و اطرافیان شما در این امربه شدت دچار اشتباه شده اند؟ آیا این حرکت هر چند که خیر خواهانه است ولی توقع تعدادی از بسیجیها را در مقابل کاری که بیشتر و فقط به خاطر حفظ آرمانهای نظام مقدس جمهوری اسلامی و پیشرفت آن است انجام میدهند بالا نخواهد برد؟
آیا این حرکت کوچک کردن رسالت و حرکتی که ما بسیجیها برای سربلندی ایران اسلامی انتخاب کرده ایم و اکنون در خیابانهای تهران و شهرهای مختلف با دشمنان آن دست به گریبان هستیم نخواهد بود؟ آیا این نرخ گزاری عملی شایسته است؟ آیا در جبهه های جنگ حق علیه باطل ما برای پول و مادیات از جان خود گذشتیم و به خط مقدم جبهه ها هجوم بردیم ؟ آیا آن زمان سخن از پول و مادیات بود ؟ ای کاش مشاوران رهبرم قبل از این حرکت که به نظر من نسنجیده صورت گرفته تاملی میکردند تا اینگونه شاهد فیلمهایی که در 13 آبان در صدر خبرهای جهان قرار گرفته نباشیم.
اینچنین که من دریافته ام این مبالغ تشویقی نیز به یگانهای ویژه نیروی انتظامی و بعضی از ارگانهای دیگر ارائه شده که اینچنین تعداد دستگیریها و درگیری و خشونت در 13 آبان در نقاط مختلف تهران را بالا برد . من خود شاهد بودم که برای افزایش تعداد دستگیریها در 13 آبان فرمانده بسیج یکی از مناطق تهران با همکاری تعدادی از پرسنل یگان ویژه نیروی انتظامی پارکینگ منزل خود را تبدیل به یک بازداشتگاه موقت کرده بود که در عصر 13 آبان بیش از 2 مینی بوس افراد دستگیر شده اعم از زن و مرد به بازداشتگاه سپاه انتقال دادند . آیا این یک نوع افراط و تفریط نیست ؟ ایا نباید فکری برای صورت مسئله کرد ؟ تا کی اینچنین رفتار کنیم ؟
رهبرم . شاید نباید این اطلاعات را در اینجا میدادم . شاید هم از کرده خود پشیمان شوم . اما نمیدانم شکایت خود را از مشاوران شما به کجا برم ؟ چگونه میتوانستم حرف دل خود را به شما بازگویم . رهبرا چاره ای اندیشه کنید که دیگر اینچنین نشود . خواهش میکنم . استدعا دارم که مادیات را در راه حفظ نظام وارد این وظیفه مقدس نکنید .
به خدا قسم که وقتی که فیلمهایی را از اهانت و بی حرمتی فریبخوردگان به محضر شما و آقا امام زمان ( عج ) دیده ام من و خانواده ام اشک از چشمانمان جاری شد . چرا باید به اینجا برسیم که در داخل کشور شاهد اینچنین رویدادهایی باشیم که حتی در کشورهای مسلمان و حتی غربی جرات چنین کاری را به خود نمیدهند ؟ آیا این نتیجه همان افراط و تفریط در برخوردی نیست که در روزهای اخیر علیه تعدادی از مردم فریبخورده به کار بسته ایم ؟
ای کاش مشاوران شما راهی مسالمت آمیز را برای برون رفت از این فاجعه توصیه کنند نه اینچنین با پول حرمت بسیج و بسیجی و هر آنکه در برابر این نظام وظیفه ای را دارد بشکنند . ای کاش مشاوران و خود عزیز گرانقدر شما راهی را برای برون رفت از این برهه زمانی را پیشنهاد کنید که در آن طلیعه و روشنایی "وحدت" و "همبستگی" بین مردم دیده شود و نه تشویق برای رویارویی.
برگرفته از: وبلاگ رضا مهدوینیا
تجمعات اعتراضی گسترده دانشجويان بيش از 20 دانشگاه سراسر كشور در 12 و 13 آبان
در روز 13 آبان دانشجويان دانشگاههای سراسر كشور همگام با عموم مردم، تجمعات گسترده اعتراضی در صحن دانشگاهها برگزار كردند.
به گزارش موج سبز آزادی، دانشجویان دانشگاههای تهران، صنعتی شریف، علم و صنعت، شیراز، صنعتی بابل، فردوسی مشهد، چمران اهواز، آزاد اهواز، كرمان، اصفهان، تبریز، آزاد قزوین، اراك، شهركرد، آزاد شهركرد، امام خمینی قزوین و ... با همراه داشتن نمادهای سبز و خواندن سرود یار دبستانی و سر دادن شعارهایی در اعتراض به دولت كودتایی احمدینژاد و حمایت از مهدی كروبی و میرحسن موسوی رهبران جنبش سبز تجمعات و راهپیماییهای گسترده برگزار كردند.
شعارهای مشتركی كه در اكثر دانشگاههای كشور در این دو روز توسط دانشجویان داده شد، عباراتند از: "یاحسین میرحسین" ، "كروبی با غیرت برس به داد ملت" ، "مرگ بر دیكتاتور" ، "دولت كودتا استعفا استعفا" و ...
همچنین در روز 12 آبان نیز دانشگاههای آزاد تهران مركز و تهران جنوب، كاشان، یاسوج، مازندران، كرج و ... نیز شاهد تجمعات اعتراضی گسترده دانشجویان، نسبت به كودتا 22 خرداد بودند. بنا بر گزارش فعالان دانشجویی نیروهای امنیتی و انتظامی با یورش به برخی از دانشگاهها به ضرب وشتم وبازداشت دانشجویان پرداختند.
گزارشهای مختلف از بازداشت دانشجویان از دانشگاه های كاشان، شیراز،مازندران،اهواز،تهران،فردوسی،وبرخی دیگر از دانشگاه ها خبر میدهند.
"موسوی و کروبی جنبش سبز را تا ریشهکنی دروغگویان ادامه میدهند"
"نیازی به توضیح نیست که جناب آقای موسوی و کروبی بر اساس روحیات شخصیشان و البته با شجاعتی که در هر یک از آنها سراغ دارم در آینده نیز مبتنی بر وحدت در عمل به هدایت جنبش سبز ایران تا رسیدن به اهداف خود و ریشهکنسازی دروغگویان محفلنشین ادامه خواهند داد و از پای نخواهند نشست و چنین دروغپردازیهایی عزم راسخ مهندس موسوی را در مبارزه با دروغ راسختر خواهد کرد و نشان میدهد که ایشان به درستی رسالت خود در این مبارزه با انتخاب کردهاند."
در پی انتشار همزمان یک مصاحبه جعلی منتسب به فرزند مهدی کروبی علیه مهندس میرحسین موسوی در خبرگزاریهای دولتی ایرنا و فارس، حسین کروبی در جوابیهای رسمی به افشای پشتپرده این خبر پرداخت. متن این جوابیه که خطاب به ایرنا منتشر شده بدین شرح است:
ادامــه مـطـلـب
نخبگان و خبرگان

زهرا رضاپور
چهارشنبه گذشته، يکي از نخبگان کشور در ديدار با رهبري، در شرايطي عملکرد نهادهاي تحت امر رهبري را مورد نقد قرار داد که يک ماه پيش تر، مجلس خبرگان رهبري پس از اجلاس آخر خود، بيانيه اي را در 9 محور منتشر کرد که تنها محور سوم آن، تاحدي به وظيفه ذاتي اين مجلس- نظارت بر عملکرد رهبري- مربوط بود : « ... همچنان معظم له را تنها گزينه اي مي دانيم که لباس رهبری بر قامتش زيبنده است».
انتقاد آن جوان، در حضور رهبري نه اسائه ادبي به ايشان بود و نه حتي از شان و جايگاه قانوني رهبر مي کاست. اين اظهارات را مي توان برونداد خلاء وجود نهادهاي موثر نظارتي بر عملکرد قانوني رهبري دانست. که اکثريت مجلس خبرگان، نقش اين نهاد نظارتي را تا حد گعده اي براي تاييد عملکرد مقام "مافوق" خود فرو کاسته اند. چيزي که بيش از هر چيز در بيانيه اخير مجلس خبرگان هويدا بود.
****
در تحليل نوع نگاه موجود به جايگاه رهبري به عنوان يک جايگاه حقوقي مصرح در قانون اساسي مي توان سه خط کلي را – بدون در نظر گرفتن زير شاخه ها- مورد بررسي قرار داد. دسته اول را مي توان کساني دانست که به طور ذاتي با رهبري به عنوان يک مفهوم قانوني مخالف هستند. تعميق در نگره هاي اين دسته مويد اين واقعيت است که مخالفت ايشان بارهبري برخاسته از مخالفت ذاتي اين دسته با قانون اساسي و به تبع آن جمهوري اسلامي است. سلطنت طلبان و بخش عمده اي از مخالفان جمهوري اسلامي درخارج از کشور را مي توان ذيل اين دسته، طبقه بندي کرد. تجربه سي ساله جمهوري اسلامي در مواجهه با اين خط فکري، عملاً ايشان را به مهره هايي سوخته و بي اثر در فضاي سياسي تبديل نموده به گونه اي که نقش اين دسته در کنش هاي سياسي کشور چيزي در حد " هيچ" بوده و در حد هياهوهاي گهگاه در خصوص برخي اشتباهات نظام، خلاصه مي شود. طبيعي است که با عنايت به بي اثري و فقدان جايگاه قابل توجه اين خط فکري در فضاي سياسي، بحث در مورد آن غير مفيد خواهد بود.
خاصه آنکه برخی از افرادی که سابقا در این طیف قرار می گرفتند – کسانی از روحانیون شناخته شده که برای شاه نقشی آسمانی قایل بوده و در تقابل با امام راحل از لزوم عدم دخول روحانیت به سیاست سخن می راندند- فعلا در دسته دوم همین نوشتار قابل بررسی هستند.
دسته دوم که از قضا حضور موثري در ساخت سياسي کشور دارد را مي توان کساني دانست که از زاويه " قدرت"، جايگاه رهبري را چيزي فراتر از قانون تعريف مي کنند. علم رغم همه شعارهاي دين مدارانه، اين نحله فکري اسلاميت نظام را ابزاري براي حفظ و تثبيت قدرت مي داند و از اين منظر طبيعي است که "جمهوريت" نظام هم براي ايشان چندان محلي از اعراب نداشته باشد. جريانات اقتدار طلب داخلي، بخش عمده اي از جريان اصولگرا، طيفي که محمود احمدي نژاد را مي توان برونداد آن دانست و همچنين گردانندگان برخي نهادهاي نظامي و شبه نظامي فعال در فضاي سياسي را مي بايست به عنوان نمونه هايي از زير شاخه هاي اين جريان فکري بر شمرد. در تحليل نگاه اين دسته به جايگاه رهبري، بايد از همان زاويه نگاه ايشان به موضوع " قدرت" ورود نمود. در واقع، اين خط فکري، " رهبري" را نه به عنوان يک جايگاه حقوقي قانوني و به تبع آن محدود به چار چوب قانون، که به عنوان ابزاري براي گسترش و تثبيت قدرت خويش نگريسته و طبيعي است که از اين زاويه، بي اعتقاد به همه شعارهاي خود ، " رهبري" را به عنوان "وسيله" اي براي حکمراني خويش ، تقديس مي کنند. عباراتي نظير "کشف ولي فقيه" در توصيف جايگاه رهبري، برخاسته از همين اردوگاه است. در اين خط فکري، حتي وابستگان به بيت بنيانگذار جمهوري اسلامي، به دليل نقد شيوه بهره گيري اين طيف از قدرت، مورد شديدترين حملات قرار مي گيرند و اصلاح طلبان نه به دليل دغدغه هاي ديني و مذهبي، که صرفاً به اين دليل که معتقد به اصول دموکراسي و به تبع آن جابجايي قدرت هستند، سرکوب مي شوند. در اين خط فکري، هاله اي قدسي گرداگرد جايگاه رهبري کشيده مي شود تا سرکوب هر آنکس که حياط خلوت " قدرت" را در معرض تخديش قرار دهد، با ابزارهاي ديني مهيا باشد و از همه ابزارهاي قانوني، به صورت فرا قانوني بهره گرفته مي شود تا " قدرت" در کف ايشان بماند.
طبيعي است که براي اين دسته ، " وجه آسماني" رهبري يک باور برخاسته از آموزه هاي مذهبي و .... نيست و تا زماني محلي از اعراب دارد که رهبري همسو با "قدرت" باشد.
اما دسته سوم را مي توان خط ميانه اي دانست که معتقد است قانون اساسي جمهوري اسلامي، محتوايي جمهوريتي دارد و اسلام مصرح در آن بيش از آنکه " ولايتي" باشد، شأني دمکراتيک و برخاسته از باورهاي عموم مردم است. اين خط فکري که مي توان اصلاح طلبان، ميانه روهاي طيف راست سنتي و بخش قابل توجهي از روحانيون ارشد را ذيل آن گنجاند، اعتقاد دارد که شأن رهبري در ساخت جمهوري اسلامي ، نه شأني آسماني که جايگاهي قانوني است و از اين زاويه است که براساس قانون اساسي، رهبر " انتخاب " مي شود و نه " کشف". براساس باورهاي اين دسته، چون جايگاه رهبري، جايگاهي قانوني و البته انتخابي است، مي توان و بايد عملکرد آن مورد نقد قرار گيرد و از آن مهم تر، عملکرد "رهبري" به عنوان يک نهاد " قانوني"، بايد توسط ديگر نهادهاي مطرح در قانون اساسي، تحت " نظارت" باشد –نکته اي که به عنوان مهمترين وظيفه قانوني مجلس خبرگان، ظاهراً توسط اکثريت اعضاي آن فراموش شده است- و بايد گزارش هاي مربوط به اين نظارت مستمر، در اختيار عموم قرار گيرد.
طرفداران اين خط فکري، از سوي هر دو طيف پيش گفته – مخالفان ذاتي رهبري و مبلغان جايگاه قدسي رهبري- تحت فشار قرار مي گيرند که نمونه اخير آن را مي توان در حمله اعضاي اکثريت خبرگان رهبري به هاشمي رفسنجاني و دستغيب، دو تن از اعضاي اين مجلس، مشاهده نمود. در نمونه اخير، موضوع تا آنجا پيش رفت که يکي از اعضاي اکثريت مجلس خبرگان –نهاد ناظر بر عملکرد رهبري- به خاطر سخنان آيت اله دستغيب در نقد عملکرد رهبري، از محضر ايشان طلب استغفار نمود!
****
ناگفته پيداست که حاصل کارکرد و نقش آفريني جريان سوم، حفظ کليت نظام و به تبع آن رهبري است و از قضا در شرايط فعلي، بيشترين فشارها متوجه باورمندان به اين خط فکري است. به نظر مي رسد شرايط فعلي مقام رهبري را در معرض انتخابي مهم قرارداده است. يا در کنار جوان هايي قرار گيرد که دغدغه حفظ آرمانهاي جمهوري اسلامي و بنيانگذار راحل آن را دارند و از اين منظر بي محابا به نقد قدرت مي پردازند يا زوال جايگاه قانوني " رهبري" را که درهاله اي قدسي به ابزاري در کف قدرت طلبان بدل شده، نظاره گر باشد .
تصوير زير توسط يكي از دوستان (مدير وبلاگ پسرطهروني) در 2 روز پيش براي ما ارسال شد كه ديديم بازتاب دادن آن خالي از لطف نيست!
در اين عكس محمود احمدينژاد براي كوه و دشت و ديوار و ... دست تكان ميدهد. و حتي يك نفر هم به استقبالش نيامده. دلي دست تكان دادن ا.ن ميتواند سوءاستفادههاي خبري و ويرايش عكس بوسيله نرمافزار فتوشاپ و نرمافزارهاي ويرايش تصوير توسط خبرگزاريهاي دروغپرداز حامي كودتا باشد.

//استقبال ميليوني از ا.ن در گلستان//
"رهبر عزیز گرانقدر با شما و مشاوران شما سخنی داشتم که هر چند گفتنش شاید آب به آسیاب دشمن خواهد ریخت ولی هر چقدر خواستم که ننویسم و نگویم تاب نیاوردم و شاید گفتنش جلوگیری از رفتن به مسیری باشد که در انتخاب آن اشتباه کرده ایم . امیدوارم این شکایت و افسردگی مرا بعنوان یکی از میلیونها بسیجی و فدائیان راه ولایت که لحظه ای در جهت حفظ این نظام مقدس از راه ولایت و پشتیبانی از ولایت فقیه غافل نشده بپذیرید و چاره ای برای برون رفت از این وضعیت بحرانی هر چه زودتر بیندیشید . روز شنبه نهم آبانماه جلسه ای در پایگاه بسیج به دعوت فرمانده پایگاه داشتیم که در آن جلسه ، راهکارها و روشهای مسالمت آمیز برخورد با اغتشاشگران مراسم 13 آبان از سوی فرمانده پایگاه قرائت شد . و در پایان جلسه یک ساعت ونیمه از سوی فرمانده به هر یک از اعضای فعال بسیج پایگاه مبلغ چهارصد هزار تومان بصورت چک پول نقدا پرداخت شد که رسید آن نیز گرفته شد که پرداخت این مبلغ در پایان چنین جلسات بی سابقه بود . و مهمتر از آن فرمانده پایگاه اعلام کرد که پس از گذر از 13 آبان به ازای دستگیری هر یک از اغتشاشگران و همچنین ارائه مدارکی مستند بر اغتشاشگری افراد مذکور که میتوان با همراه داشتن چند شاهد بین خود و یا دوربین فیلمبرداری . عکسبرداری این مستندات را در هنگام اغتشاشگری و دادن شعارهای ضد انقلاب تهیه کرد . مبلغ دویست و پنجاه هزار تومان تشویقی برای هر یک اغتشاشگر دریافت خواهید کرد .
از فرمانده پایگاه پرسیدم که این مبالغ از کجا تامین میشود . ایشان با اینکه نخواستند فاش کنند ولی بدلیل پافشاری من فرمودند از نمایندگی بیت رهبری در سپاه . حال با این تفاسیر از رهبرم سوالی دارم . رهبر من . اگر منبع این تشویقی ها شما یا اطرافیان شما هستید آیا فکر نمیکنید مشاوران و اطرافیان شما در این امربه شدت دچار اشتباه شده اند . آیا این حرکت هر چند که خیر خواهانه است ولی توقع تعدادی از بسیجیها را در مقابل کاری که بیشتر و فقط به خاطر حفظ آرمانهای نظام مقدس جمهوری اسلامی و پیشرفت آن است انجام میدهند بالا نخواهد برد ؟ و آیا این حرکت کوچک کردن رسالت و حرکتی که ما بسیجیها برای سربلندی ایران اسلامی انتخاب کرده ایم و اکنون در خیابانهای تهران و شهرهای مختلف با دشمنان آن دست به گریبان هستیم نخواهد بود ؟ آیا این نرخ گزاری عملی شایسته است ؟ آیا در جبهه های جنگ حق علیه باطل ما برای پول و مادیات از جان خود گذشتیم و به خط مقدم جبهه ها هجوم بردیم ؟ آیا آن زمان سخن از پول و مادیات بود ؟ ای کاش مشاوران رهبرم قبل از این حرکت که به نظر من نسنجیده صورت گرفته تاملی میکردند تا اینگونه شاهد فیلمهایی که در 13 آبان در صدر خبرهای جهان قرار گرفته نباشیم . اینچنین که من دریافته ام این مبالغ تشویقی نیز به یگانهای ویژه نیروی انتظامی و بعضی از ارگانهای دیگر ارائه شده که اینچنین تعداد دستگیریها و درگیری و خشونت در 13 آبان در نقاط مختلف تهران را بالا برد . من خود شاهد بودم که برای افزایش تعداد دستگیریها در 13 آبان فرمانده بسیج یکی از مناطق تهران با همکاری تعدادی از پرسنل یگان ویژه نیروی انتظامی پارکینگ منزل خود را تبدیل به یک بازداشتگاه موقت کرده بود که در عصر 13 آبان بیش از 2 مینی بوس افراد دستگیر شده اعم از زن و مرد به بازداشتگاه سپاه انتقال دادند . آیا این یک نوع افراط و تفریط نیست ؟ ایا نباید فکری برای صورت مسئله کرد ؟ تا کی اینچنین رفتار کنیم ؟
رهبرم . شاید نباید این اطلاعات را در اینجا میدادم . شاید هم از کرده خود پشیمان شوم . اما نمیدانم شکایت خود را از مشاوران شما به کجا برم ؟ چگونه میتوانستم حرف دل خود را به شما بازگویم . رهبرا چاره ای اندیشه کنید که دیگر اینچنین نشود . خواهش میکنم . استدعا دارم که مادیات را در راه حفظ نظام وارد این وظیفه مقدس نکنید .
به خدا قسم که وقتی که فیلمهایی را از اهانت و بی حرمتی فریبخوردگان به محضر شما و آقا امام زمان ( عج ) دیده ام من و خانواده ام اشک از چشمانمان جاری شد . چرا باید به اینجا برسیم که در داخل کشور شاهد اینچنین رویدادهایی باشیم که حتی در کشورهای مسلمان و حتی غربی جرات چنین کاری را به خود نمیدهند ؟ آیا این نتیجه همان افراط و تفریط در برخوردی نیست که در روزهای اخیر علیه تعدادی از مردم فریبخورده به کار بسته ایم ؟ ای کاش مشاوران شما راهی مسالمت آمیز را برای برون رفت از این فاجعه توصیه کنند نه اینچنین با پول حرمت بسیج و بسیجی و هر آنکه در برابر این نظام وظیفه ای را دارد بشکنند . ای کاش مشاوران و خود عزیز گرانقدر شما راهی را برای برون رفت از این برهه زمانی را پیشنهاد کنید که در آن طلیعه و روشنایی “وحدت” و “همبستگی” بین مردم دیده شود و نه تشویق برای رویارویی .
به امید وحدت و یکپارچگی مردم ایران اسلامی در دفاع از آرمانهای انقلاب اسلامی
سرباز کوچک شما و فرزند شهید مصطفی مهدوی نیا
بیانیه سپاه پاسداران در مورد نحوه راهپیمایی 13 آبان

سپاه پاسداران از مردم خواسته تنها علیه آمریکا شعار دهند
سپاه پاسداران ایران در مورد نحوه مناسب برگزاری راهپیمایی روز 13 آبان بیانیه ای صادر کرده است.
در این بیانیه که در سایت خبری سپاه پاسداران انتشار یافته ضمن بازگویی سوابق مراسم روز 13 آبان، که جمهوری اسلامی آن را روز دانش آموز و روز ملی مبارزه با استکبار نامگذاری کرده، از مردم دعوت شده است تا به طور گسترده در این راهپیمایی شرکت کنند و تنها علیه آمریکا شعار بدهند.
ادامــه مـطـلـب
تجمع اعتراضی خانواده های زندانیان سیاسی در بهارستان

خانواده های زندانیان سیاسی گفته اند به اعتراضات خود ادامه می دهند
خانواده های جمعی از بازداشت شدگان وقایع پس از انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری در میدان بهارستان تجمع می کنند.
خانواده زندانیان سیاسی با صدور بیانیه ای اعلام کرده اند که روز دوشنبه، 2 نوامبر (11 آبان)، به منظور اعتراض نسبت به ادامه بازداشت بستگان خود، در یک تجمع آرام در میدان بهارستان تهران شرکت می کنند تا خواسته های خود را به گوش نمایندگان مجلس برسانند.
بعد از ظهر روز چهارشنبه گذشته نیز خانواده های زندانیان سیاسی، در حالیکه تصاویری از بستگان زندانی خود را در دست داشتند، در برابر ساختمان دادستانی تهران تجمع کردند و خواستار رسیدگی به وضع بازداشت شدگان شدند.
بشنوید
در تجمع روز چهارشنبه، همسران، مادران و فرزندان گروهی از افرادی که در ارتباط با وقایع بعد از انتخابات زندانی شده اند، از جمله شماری از مقامات ارشد سابق جمهوری اسلامی و روزنامه نگاران بازداشتی حضور داشتند.
خانواده های زندانیان سیاسی در بیانیه جدید خود گفته اند که با تجمع آرام در مقابل ساختمان مجلس "صدای اعتراضمان به وضعیت موجود را به نمایندگان مردم می رسانیم با این امید که استقلال قوا بهانه ای برای عدم پاسخگویی مسئولین قوه قضائیه به سئوالات پی در پی ما نباشد."
در این بیانیه آنچه که بلاتکلیفی بازداشت شدگان و بی عدالتی نسبت به آنان خوانده شده مورد اعتراض قرار گرفته و آمده است که "منتظر بیداری و اقدامات فوری مدعیان حقوق بشر اسلامی هستیم تا عذر خطاها را بخواهند و جبران مافات کنند."
خانواده های معتض گفته اند که با وجود گذشت بیش از چهار ماه از بازداشت برخی از زندانیان، هنوز وکلای تعیینی متهمان موفق به دیدار با موکلان خود و قرائت پرونده های آنان نشده اند و افزوده اند که "نوعی بازدارندگی مرموز و غیرشفاف این حق قانونی و ابزار حقوقی را از بی گناهان دربند سلب کرده است."
در این بیانه آمده است که شرایط کنونی زندانیان باعث شده است تا برخی از آنان برای جلب توجه به وضعیت خود به شیوه های نامتعارف مانند اعتصاب غذا روی بیاورند.
خانواده های معترض خواستار رسیدگی فوری به وضعیت بستگان بازداشتی خود و آزادی آنان شده اند.
این خانواده ها در بیانیه ای که هفته گذشته خطاب به روحانیون صادر کردند گفتند که به منظور دستیابی به خواست خود، به برگزاری تجمع های آرام مبادرت می کنند اما در صورتیکه که این روش موثر واقع نشود، اقدامات دیگری را مورد توجه قرار می دهند.
دست زدن به تحصن، اعتصاب غذای دستجمعی و مراجعه به نهادهای قضایی و حقوق بشری بین المللی برای رسیدگی به وضعیت بازداشت شدگان از جمله اقداماتی است که در این زمینه به آنها اشاره شده است.
نماینده مجلس معاون احمدی نژاد را با شهرام جزایری مقایسه کرد

آقای رحیمی قبلا این اتهامات را رد کرده است
به گزارش منابع خبری ایران الیاس نادران نماینده مجلس شورای اسلامی می گوید که محمد رضا رحیمی معاون اول محمود احمدی نژاد "یک مفسد مالی" مانند شهرام جزایری است که نمی تواند "پرچم دار مبارزه با مفاسد اقتصادی باشد."
آقای نادران که قبلا در کنار چند نماینده دیگر مجلس اتهام "جعل مدرک" و "دریافت حقوق با ارایه مدارک تقلبی"را به آقای رحیمی وارد کرده بود گفت: "اسناد مختلفی به دست آمده كه برای تعيين عدم صلاحيت مالی و مديريتی رحيمی كفايت میكند."
آقای رحیمی قبلا با رد این اتهامات گفته است که به خاطر این اتهامات از الیاس نادران، علیرضا زاکانی و احمد توکلی به کمیسیون اصل نود مجلس شکایت کرده اما آقای نادران می گوید چنین شکایتی را ندیده است.
با این حال آقای نادران افزود: "... اما از آن استقبال میكنم و خوشحال میشوم كه بدانم مورد شكايت ايشان چيست تا اگر ايرادی در من است آن را اصلاح كنم."
وی ادعا کرد که برای پرهیز از "آسیب رساندن به دولت و شخص رئیس جمهور" تاکنون شواهد علیه آقای رحیمی را علنی نکرده است اما گفت: "اما اگر کار به محاکم قضایی بکشد و حکمی صادر شود همه از جمله آقای احمدی نژاد باید پاسخگو باشند."
آقای نادران قبلا تهدید کرده است که اگر کمیسیون اصل نود به شکایتش رسیدگی نکند، آن را در دستگاه قضایی پیگیری خواهد کرد.
شهرام جزایری که آقای نادران محمد رضا رحیمی را با او مقایسه کرده است یکی از بزرگترین "مفسدان" اقتصادی ایران در چند دهه اخیر قلمداد می شود که در جريان محاکمه اش اعتراف کرد به تعداد زيادی از مقامات دولتی و قانونگذاران ايرانی از جناحهای مختلف سياسی مبالغی پرداخته و با اين روش در مدت کوتاهی به ثروت هنگفتی دست يافته است. او خرداد ماه سال 1387 به 11 سال حبس تعزیری محکوم شد.
از حدود دو سال پیش که بحث مدرک جعلی علی کردان، وزیر سابق کشور ایران در مجلس مطرح شد، بحث هایی هم درباره تقلبی بودن مدرک آقای رحیمی که آن زمان معاون حقوقی و پارلمانی رئیس جمهور بود، به میان آمد که اخیرا با انتصاب آقای رحیمی به معاون اولی بار دیگر اوج گرفت.
محمدرضا رحیمی متولد کردستان در دوره دوم ریاست جمهوری اکبر هاشمی رفسنجانی در سال ۱۳۷۲ استاندار کردستان شد که با روی کار آمدن محمد خاتمی در سال ۱۳۷۶ عبدالله رمضان زاده جایگزین او در استانداری کردستان شد.
هنگامه شهيدی آزاد شد
هنگامه شهيدی، روزنامه نگار و مشاور امور زنان ستاد انتخاباتی مهدی کروبی که پس از اعلام نتایج انتخابات دستگیر شده بود، روز یکشنبه با قید وثیقه از زندان اوين آزاد شد.

محمد مصطفایی، وکیل خانم شهیدی در گفت و گو با بخش فارسی رادیو بی بی سی ضمن تائید این خبر گفت که حکم آزادی موکل او به قید وثیقه ای صد میلیون تومانی ماه گذشته صادر شده بود اما به دلیل مخالفت دادستان تهران خانم شهیدی در آن زمان آزاد نشد.
او افزود روز شنبه خانم شهیدی به دادگاه رفت اما پس از قرائت کیفر خواست توسط دادستان، به دلیل ضعف جسمانی از دادگاه تقاضای مهلت کرد و قرار است دادگاه او روز 13 آبان برگزار شود.
خانم شهیدی هفته پیش دست به اعتصاب دارو و غذا زده بود که نهایتا به دلیل ضعف شدید جسمانی به بهداری زندان اوین منتقل شد.
از وزارت کشاورزی مزاحمتون میشم !
شما به عنوان بهترین چغندر سال انتخاب شدید !!!
مراسم دعاي توسل براي پيروزي جومونگ ، امشب در مهديه تهران !!!
به غضنفر میگن متاهلی یا مجرد ؟ میگه : به نام خدا ، کشاورزم!!!
سلام خوبی ؟ خواستم بهت بگم هنوز تو فصل تابستون هستیم ! بیماری وبا تو این فصل زیاد میشه
!!!کمتر با آفتابه آب بخور
ببخشید میشه یه بوس برام بفرستید !؟؟
کانون بوس ندیده ها !!!
از شیرجه جانانه شما بر روی گوشی متشکریم
شرکت حمایت از اس ام اس ندیده ها !!!
ادامــه مـطـلـب

تا ساعت ۲ و نیم شب بیدار ماندم تا سخنان رییس جمهور کشورم را در جمع سران کشورهای جهان ببینم. زمانی که روسای جمهور برخی کشورها همزمان با سخنان احمدی نژاد یک به یک محل اجلاس را ترک کردند و یادم آمد زمانی که اوباما صحبت می کرد هیئت ایرانی همه شان سرجایشان نشسته بودند و با دقت گوش می کردند حس بسیار بدی پیدا کردم. وقتی دیدم شبکه های خبری دنیا تنها روی دو سخنرانی سران مانور می دهند و قذافی دیوانه را دائم به همراه احمدی نژاد نشان می دهند خیلی ناراحت شدم. وقتی تصویر صندلی های خالی اجلاس در شبکه های تلویزیونی در هنگام سخنرانی نماینده کشورم به نمایش در می آید نمی توانم ناراحت نشوم.
البته دو تفسیر از این اقدام احمدی نژاد در داخل وجود دارد. یک عده این اقدام شجاعانه احمدی نژاد را حماسه می نامند. ایشان معتقدند ما چون قوی شدیم همه سعی می کنند به ما اینگونه حمله کنند و داشتن یک ایدئولوژی مهاجم و سیاست خارجه قوی باعث این عکس العمل های بی اثر می شود. اگر یادتان باشد دوربان دو هم مشابه همین اجلاس شد و بعد در رسانه های ما به عنوان حماسه از آن یاد شد.
اما عده دیگری که نظر من به آنان نزدیک تر است می گویند این موضع که همه دنیا را با خودمان دشمن کنیم و همه را به چالش بکشیم نشانه قوی بودن نیست و هزینه ای به ما تحمیل می کند که نتیجه نهایی آن انفعال و ضعف است. اگر رییس جمهور ما در مهمترین اجلاس جهانی تحقیر می شود این نشانه قدرت ما نیست بلکه نشانه این است که ما نتوانستیم راهی برای احقاق حقوق و رساندن پیام خودمان به دنیا پیدا کنیم. هنر این است که با ابزار دیپلماسی بتوانیم حرف خودمان و خواسته خودمان را محقق کنیم وگرنه اینکه دائم بگوییم ما قوی شدیم و در دنیا تاثیر گذاریم و به قولی خود گوییم و خود خندیم و خود مرد هنرمندیم... هنری نیست.
اگر امروز کسی در دنیا غیراز چند کشور ضعیف و فقیر که از منافع رابطه با ما نفع می برند با ما دوست نیست این نشانه خوبی نیست. اگر امروز اوباما بر خلاف بوش که مثل احمدی نژاد با همه سر جنگ داشت با همه مردم دنیا با زبان صلح و دوستی حرف می زند و دائم بر تغییر رفتار غلط امریکا در دنیا تاکید می کند نشانه این است که امریکایی ها فهمیده اند زبان تهدید و یکه تازی در دنیا دیگر پاسخگوی نیازهای ملتها نیست و بایستی کشورهای دنیا را به همراهی واداشت. این موضع اوباما به این معنا نیست که وی از مواضع دیرینه امریکا کوتاه آمده یا در سیاست خارجه امریکا تحول اساسی ایجاد کرده بلکه وی فقط تاکتیک اعمال نظرات امریکا را تغییر داده است وگرنه اهداف و سیاستهای کلی بوش را دنبال می کند. البته نباید فراموش کنیم این موضع رییس جمهور امریکاست که عمده اقتصاد دنیا را در دست دارد و قدرت نظامی و سیاسی اش قابل مقایسه با کشور ضعیفی مثل ایران نیست.
هر چه که باشد باز هم باید شاهد این جملات در تلویزیون و رسانه های اصولگرا باشیم که: حماسه آفرینی دوباره احمدی نژاد در نیویورک! اقتدار احمدی نژاد باعث شد سران کشورهای دنیا نتوانند سخنان وی را تاب بیاورند! ترک سالن نشانه ضعف و انفعال غربی هاست! سخنان کوبنده رییس جمهور غربی ها را وادار به ترک سالن کرد و....
اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا !
جنبش راه سبز(جرس):استادان دانشگاه یعقوب بروایه، مصطفی غنیان، و کیانوش آسا سه تن از دانشجویان شهید جنبش سبز با حرکتی نمادین در اعلام نمرات پایان ترم به این 3 دانشجوی شهید نمره 20 دادند.
به گزارش خبرنگاران روزنامه های صبح ایران، هنگامی که نمرات پایان ترم گذشته دانشگاه ها اعلام شده، دانشجویان نمره 20 را در جلوی نام یعقوب بروایه ،مصطفی غنیان و کیانوش آسا سه تن از دانشجویان شهید جنبش سبز مشاهده کردند.
در کنار نمره 20 برگه آزمون یعقوب بروایه یکی از استادان وی که از چهره های مطرح تئاتر کشور است برایش نوشته«تقدیم به تو که به ما درس درست زیستن را آموختی.»
یعقوب بروایه دانشجوی کارشناسی ارشد رشته نمایش در دانشکده هنر و معماری دانشگاه آزاد اسلامی واحد مرکز، مصطفی غنیان دانشجوی مقطع کارشناسی كشاورزي دانشگاه رودهن و کیانوش آسا دانشجوی ترم چهارم کارشناسی ارشد رشته مهندسی شیمی در دانشگاه علم و صنعت ایران بودند که در جریان کودتای انتخاباتی و هجوم مسلحانه نیروی انتظامی،سپاه و بسیج به راهپیمایی های مسالمت آمیز مردم،به شهادت رسیدند.
خبرگزاری کودتا (فارس) خبر کهنهی یک
خبرگزاری دیگر را به روز قدس ربط داد
سیدرضا تقوی: عدم حضور هاشمی
در نمازجمعه روز قدس، دروغ است
آش دروغپراکنی خبرگزاریهای دولت کودتا آنقدر شور شده که صدای دوستان آشپز را هم درآورده است. به همین خاطر است که رضا تقوی هم به تکذیب مصاحبهی جعلی مندرج در خبرگزاری کودتایی فارس میپردازد و سپس فاش میشود که این خبرگزاری، یک خبر کهنه را به روز قدس ربط داده است تا انصراف هاشمی از حضور در نمازجمعه این هفته را القا کند.
ادامــه مـطـلـب
محمد نوری زاد پس از نامه به رهبر تهدید شد
ادامــه مـطـلـب


